![]() |
| طرح: هادی حیدری |
نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس نهم٬ جنب و جوش گروههای سیاسی را افزایش داده است. فارغ از اصولگرایان که بدون دغدغه درباره محرومین حضور در انتخابات٬ مشغول آمادهسازی لشکر سلم و تور خود هستند٬ اصلاحطلبان پس از مدتها تلاش و نیافتن راهی برای حضور در انتخابات٬ اعلام میکنند که موضع آنها پیرامون انتخابات٬ «عدم شرکت» - و نه تحریم یا تحریم فعال - است.
شورای هماهنگی راه سبز امید٬ شورای هماهنگی جبهه اصلاحات٬ سیدمحمد خاتمی٬ محمد موسویخویینیها٬ جبهه مشارکت ایران اسلامی٬ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جمعی از نمایندگان ادوار مجلس تاکنون با اتخاذ چنین موضعی تکلیف خود را درباره انتخابات مشخص کردهاند.
شخصن به عنوان فردی که همواره بر موضع «تحریم فعال» در انتخابات پیشرو تاکید داشتهام٬ به نظرم اصلاحطلبان «بدترین» موضع ممکن را اتخاذ کردهاند. ترس آنان از به کار بردن واژه تحریم - چرا؟ - از سویی و عدم اجازه حاکمیت برای حضور آنان در صحنه از سوی دیگر٬ باعث شده تا آنان انفعالیترین موضع ممکن را در پیش بگیرند.
موضعگیری اصلاحطلبان درباره انتخابات همان است که آنان در سالهای گذشته بارها با لفظ «انفعال» از آن یاد کرده و معتقدان به این تز را مورد شماتت قرار داده بودند.
راهی که امروز اصلاحطلبان در پیش گرفتهاند اما نامی و نتیجهای جز «انفعال» ندارد واین مساله البته دلیلی ندارد جز تحلیلهای خوشبینانه و غیرواقعی از فضای سیاسی کشور.
هر ناظر سیاسی به راحتی میتوانست این نکته را دریابد که پس از حصر موسوی و کروبی - به دنبال راهپیمایی ۲۵ بهمن ۸۹ - و سپس فروکش کردن اعتراضات خیابانی و عدم اعتراض فراگیر به حصر این دو در داخل کشور٬ حاکمیت حاضر نخواهد بود هزینههایی را که پیرامون این اقدام پرداخته٬ بی اثر کند و اجازه حضور اصلاحطلبان در انتخابات را - با فراهم کردن/بدون فراهم کردن پیششرطهای مطرح شده - بدهد.
البته تلاش برای تحقق این پیششرطها کاری است حسنه و پسندیده٬ اما به شرط آنکه راههای بدیل را هم در نظر داشت. پروژه اخراج اصلاحطلبان از حاکمیت - که از انتخابات مجلس هفتم در اسفند سال ۸۱ آغاز شد و در خرداد ۸۸ به اوج خود رسید - برای حاکمیت آنقدر پرهزینه بوده است که صرفن با چند سخنرانی و بیانیه٬ آن را تغییر ندهد.
اصلاحطلبان مشخص نکردند که با چه ساز و کاری مایلاند این پیشرطها را به حاکمیت تحمیل کنند٬و چه قدرتی خواهد توانست حاکمیت را به پذیرش این مساله ترغیب کند؟ از سویی راههای بدیل نیز هرگز معرفی نشد و روی آنها فعالیتی نیز انجام نشد. این دو معنا بیشتر نمیتواند داشته باشد: اصلاحطلبان بر این گمان بودند که حاکمیت به طور حتم پیششرطهای آنان را مورد پذیر قرار میدهد یا آنکه هیج راه جایگزینی در مخیلهشان نمیگنجید.
اقدام قابل پیشبینی حاکمیت در عدم پذیرش خواستهای این گروه٬ اکنون باعث در پیش گرفتن راه انفعال میان آنان شده است. آنچه که اصلاحطلبان انجام میدهند٬ چیزی جز «قهر سیاسی» نیست و انتظار آنان نیز آن است که به زودی گروهی «ناز آنان را خریداری کند» تا بار دیگر وارد عرصه شوند٬ مسالهای که به طور حتم رخ نخواهد داد - حداقل در آینده نزدیک.
این تاکتیک در انتخابات مجلس هفتم به کار گرفته شد و تا حدودی هم جواب داد٬ اما باید توجه کرد که فضای سیاسی کشور اساسن متفاوت از آن زمان است.
حساسیت انتخابات مجلس نهم در آن است که برگزاری بدون مشکل و با شرکت نیمی از افراد واجد حق رای٬ نشاندهنده خواهد بود که اولن تعداد معترضان به اتفاقات پس از انتخابات ۲۲ خرداد اندک است٬ در ثانی اکثریتی نسبی از مردم٬ به همین سیستم اجرا و نظارت بر انتخابات اعتماد دارند و بازداشت موسوی و کروبی و تعداد زیادی از روزنامهنگاران٬ فعالان سیاسی و حقوقبشر٬ دانشجویان٬ فعالان حقوق زنان و ... برای آنان اهمیتی ندارد و...
به نظرم هنوز هم نگاهی به بیانیه ۴ عضو سازمان ادوار تحکیم و راهکارهایی که آنان درباره انتخابات و نحوه حضور در آن مشخص کردهاند٬ با توجه به محدودیتهایی که در زندان دارند٬ میتواند بهترین شکل نحوه حضور در انتخابات باشد.
پینوشت: برخی از دوستان بارها متعرض شدهاند که چا اینقدر از اصلاحطلبان مینویسید؟ نباید فراموش کنیم که ۳۲ سال سرکوب اپوزیسیون در جمهوریاسلامی٬ باعث شده است که عملن اصلاحطلبان به عنوان تنها نیروی فعال در عرصه سیاست٬ قادر به حضور همهجانبه باشند.
پیش از این درباره انتخابات نوشتهام:

در حسرت يك بار ابتكار عمل از اين جماعت مونديم
پاسخحذف