دیروز فهمیدم که امشب شب یلداست (امشبه دیگه؟). البته میدونستم که شب یلدا نزدیکه٬ اما تاریخ دقیقش رو نمیدونستم. تازه دیروز فهمیدم و بعد حواسام رفت به این که دیگه کمکم دارم تبدیل به یه مهاجر/پناهنده میشم. جدی!
توی ایران که بودم٬ این مناسبتها رو از دست نمیدادیم. به هر حال هر کدوم بهانهای بود برای انجام دادن کاری٬ دور هم جمع شدنی٬ یا مسایل اینطوری. مثلن از یکی دو هفته قبل٬ همه میدونستیم که تاسوعا و عاشورا چه روزاییه و برای رفتن به مسافرت یا جمع شدن با بقیه٬ حتمن یه برنامهریزی انجام میدادیم براش. یا مثلن ۱۶ آذر رو از همون اول مهر میدونستم چه روزیه که براش برنامهریزی کنیم.
اما امسال٬ برای اولین بار٬ تقریبن همه این مناسبتها از ذهنام پریده. نه خود مناسبت٬ بلکه روزش و تاریخش. برای من که هیچوقت توی ایران به تاریخ میلادی مسلط نبودم٬ این یه کمی عجیبه. یادمه تازه که اومدم فرانسه٬ فکرش رو هم نمیکردم که یه روزی بتونم این ماههای مزخرف میلادی رو حفظ کنم٬ نه ترتیبشون رو درست میدونستم و نه حتا به طور کامل اسم همه رو. همونطور که هفته برام از شنبه شروع میشد و جمعه تموم میشد.
حالا اما اوضاع عوض شده٬ گرچه شرایط کاری طوریه که پنجشنبه و جمعه تعطیلم٬ اما آخر هفته شنبه و یکشنبه است و دوشنبه میشه شروع هفته. همونطور که زندگیم با تاریخ میلادی کار میکنه و تاریخ خودمون کلن از ذهنام پریده. حالا برای ۲۴ ساعت قبل از یلدا میفهمم که شب یلداست و روزای تاسوعا و عاشورا رو قاطی میکنم٬ وقتی با یکی برای آخر هفته قرار میذارم٬ منظورم شنبه و یکشنبه است و وقتی میگم امروز بیست و یکمه٬ منظورم دسامبره!
الکی الکی داریم مهاجر میشیم!
0 نظر:
ارسال يک نظر