این یک کارت دعوت برای شماست؛ شمایی که نگران آیندهی کشور هستید و چشم به انتخابات ریاستجمهوری دوختهاید.
همین تو، خود خودت؛ تویی که گمان میکنی جنبش اصلاحی باید "ایده و آرمان" داشته باشد و بُرنده پیش رود.
این "کارت دعوتی" برای همهی ماست؛ من و تویی که به تجربهاندوزی از گذشتهی جنبشهای اصلاحی ایران امیدواریم و به پویش دوبارهای اما اینبار "مقاوم و ایستاده" میاندیشیم...
همهی آنهایی که نسبتی با جریانی چنین میبینند و از کاندیدایی پشتیبانی میکنند که پشت درب کاخ قدرت به التماس نمیایستد، دعوت هستند به همفکری و هماندیشی.
به ما یک ایمیل ساده بزنید، تنها یک ایمیل، تا خیلی سهل و آسان ارتباط برقرار شود. قرار است کنشگران مجازی امیدوار به آغاز راهی تازه با "عبدالله نوری" خیلی زود گرد هم آیند تا سامانی به تکالیف خود ببخشند و تفاهم و توافق کنند. از این غافله جا نمانید!
این کارت دعوت شماست، ایمیل بزنید تا خیلی زود هم را ببینیم.
همین الان گام نخست را با نوشتن نامهای کوتاه به Tragedy_In_Iran@Yahoo.Com بردارید، بیصبرانه منتظر شما هستیم.
همین تو، خود خودت؛ تویی که گمان میکنی جنبش اصلاحی باید "ایده و آرمان" داشته باشد و بُرنده پیش رود.
این "کارت دعوتی" برای همهی ماست؛ من و تویی که به تجربهاندوزی از گذشتهی جنبشهای اصلاحی ایران امیدواریم و به پویش دوبارهای اما اینبار "مقاوم و ایستاده" میاندیشیم...
همهی آنهایی که نسبتی با جریانی چنین میبینند و از کاندیدایی پشتیبانی میکنند که پشت درب کاخ قدرت به التماس نمیایستد، دعوت هستند به همفکری و هماندیشی.
به ما یک ایمیل ساده بزنید، تنها یک ایمیل، تا خیلی سهل و آسان ارتباط برقرار شود. قرار است کنشگران مجازی امیدوار به آغاز راهی تازه با "عبدالله نوری" خیلی زود گرد هم آیند تا سامانی به تکالیف خود ببخشند و تفاهم و توافق کنند. از این غافله جا نمانید!
این کارت دعوت شماست، ایمیل بزنید تا خیلی زود هم را ببینیم.
همین الان گام نخست را با نوشتن نامهای کوتاه به Tragedy_In_Iran@Yahoo.Com بردارید، بیصبرانه منتظر شما هستیم.
9 نظرات:
اين آقاهه خيلي زشته
من نمي خوام بهش نامه بدم يا راي بدم
از ا. نون هم زشت تره
سلام آرش جان
آقا من هم با شما موافقم و بسیار پایه هستم. راستی بالاخره آموزشی ما هم تموم شد و برگشتیم. اگه یه لطفی کنی ممنون میشم. یه اس ام اس بده یا ترجیحاً تماسی با من بگیر چون شمارت تو اون گوشیم سیو بوده و متاسفانه گوشیم هم گم شده!!!
ممنون از لطفت.
آرش جان؟؟! فاچرخان! کوتاه بیا! عبدالله و خیرالله و سعدالله نه واسه تو نان و اب می شه نه واسه ما رئیس جمهور! داری اشتباه چهرسال پیش رو تکرار می کنی! در تحلیل هات یه تجدید نظری بکن!
ابتدا بهتر نیست عبدالله نوری مواضع خود را بیان کند و برنامه هایش را شرح دهد تا ببینیم برای آینده این مملکت چه تصمیماتی دارد!!!
دوست من عبدالله نوری را خوب خوب می شناسم. تلاش بیهوده ای است و شما بهتر از هر کسی این را میدانید. نه او کاندیدا خواهد شد و نه نظام به او این اجازه را خواهد داد!
شاد باشید
نه آقا اینا پاشون رو کردن تو یه کفش که خاتمی خاتمی
باز شمع و گل و پروانه و تین ایجر بازی هاشون رو شروع کردن که سوار احساس مردم بشن.
آقا و احمدی نژاد هم نشستن تا خاتمی بیاد بشه رییس جمهور! هه!ء
از اینا گذشته من فکر میکنم باید قدم بعد از کاندیداتوری نوری رو مشخص کنیم. این جوری رو یهوا نمیه. اگه تایید شد چی کار میکنیم اگه نشد چیگار میکنیم... اینا باید مشخص بشه.
ضمنا من با یه اصولگرای میانه رو هم کاملا موافقم. یکی مثل ولایتی یا روحانی یا حتی قالیباف
البته ایده الم نجفی بود
نوری هم برای تحریم و یه حرکت جدی خوبه چون خب احتمال تایید شدنش نزدیک صفره
ضمنا آی میس یو شدیدا
دقایقی پیش کامنت شما را ذیل مطلب " ... عبدالله خویش را کنیم کاندید!" آرش بهمنی دیدم. می دانید شما اصلاح طلبان تحول خواه! وجه تمایزتان با اصولگرایان تحول خواه در چیست؟! یک شباهت و یک افتراق را می گویم مابقی را خود توصیف نمایید! در شباهت اینکه هر دو زالو صفتانه به یک جریان اصلی چسبیده اید و با مکیدن از شیره جان این دو مشی غالب سیاست ورزی در ایران امروز یکی به زائده اقتدارگرایی و دیگری به زائده دموکراسی خواهی تبدیل شده اید! اما نقطه افتراقتان در واقع گرایی اصولگرایان تحول خواه است! دلیل آنکه آنان در آزمون ایساتدگی بر حقشان و انعطاف در برابر واقعیت، به مراتب کارنامه موفق تری از خود ارائه داده اند! اما شما نه در برابر حقوق خود ایستادگی کرده اید – آنگونه که خود در گذشته توصیف نموده اید و از استبعاد مطلق هرگونه همکاری و مشروعیت بخشی به نظام سخن بر زبان راندید!- و نه در برابر واقعیات – تجربه دو دوره اصلاحات و شرایط ساختاری سیاسی و جامعه ایران امروز- از خود انعطاف نشان داده اید! از اینرو شما به جریانات رادیکالیست اراده گرایی می مانید که یک تنه و یک شبه در پی زیر و رو کردن جهانند! هخا و صور اسرافیل اگر آن سوی دنیا بودند و تعرض ماموران رژیم به روستای برره و دستگیری شیر فرهاد و کیوون! ... را با داد و حنجره پاره پاره محکوم می کردند، شما که الحمد الله در کانون حوادثید؟! لااقل قدری به خود زحمت می دادید و از طریق دوستانتان از محتوای کامل دیدار هسته مرکزی کمپین دعوت از خاتمی با آقای عبدلله نوری اطلاع حاصل می کردید تا اینگونه دم خروس انفعالتان و قسم سیاست ورزی فعالانه تان! رسوایتان ننماید! تا درمی یافتید که نظر اصلی عبدالله نوری در خصوص آمدن خاتمی چیست و چرا مانع از انتشار تمام مطالب مطرح شده در آن دیدار شده است!اما در خصوص داستان "دست به آب"، "عرصه سیاست" و " ورود هرکس":
اولا" البته عرصه سیاست ایران امروز احتمالا" تنها از دید شما و دوستانتان پایین تر از دست به آب است چراکه در غیر اینصورت ورود دیگران به مرتبتی پایین تر از دست به آب نباید چندان شور آفرین باشد! با اینحال معلوم نیست شما برای چه در حال پاره سازی خود در به عرصه کشاندن آقای عبدالله نوری هستید؟! آیا این تشبیه شما توهین به شخصیت آقای عبدالله نوری نبود؟!
ثانیا" در این تشبیه نیز دم خروستان پیداست! چراکه شما از یک طرف ورود به دست به آب را انحصاری دانسته اید – از طریق در زدن - و از طرف دیگر عرصه سیاسی را از آن پست تر معرفی نموده اید! – تو گویی کانه هیچکس اجازه نگیرد اجازه ورود ندارد! - با دقت در این دو نکته مشخص می شود که چون از دید شما وروئ هرکس به دست به آب نیازمند اجازه است به طریق اولی ورود او به عرصه ای مادون نیازمند اجازه بیشتری است. دست به آب با آن مرتبت نیازمند اذن دخول تست چه رسد به سیاست که در مرتبه ای پایین تر از آن است! این همان عیار دموکراسی خواهی شماست! همان زانده جریان اصلی دموکراسی خواهی که گفتم!
ثاثا" قضای حاجت اگر برای شما شان و مرتبتی و وسعت شخصیتی قلمداد می گردد برای من اما تنها وسعت بینایی را در بر دارد!
مثال شما از جنس مثالهای رادیکالیستی و اراده گرایانه فرود فولادوند بود و احساس من از جنس همان احساس به هخا و هواپیماهایش!
البته شاید اینبار شیر موش نزایید!
هادی حبیبی =} علی انجم روز
دقایقی پیش کامنت شما را ذیل مطلب " ... عبدالله خویش را کنیم کاندید!" آرش بهمنی دیدم. می دانید شما اصلاح طلبان تحول خواه! وجه تمایزتان با اصولگرایان تحول خواه در چیست؟! یک شباهت و یک افتراق را می گویم مابقی را خود توصیف نمایید! در شباهت اینکه هر دو زالو صفتانه به یک جریان اصلی چسبیده اید و با مکیدن از شیره جان این دو مشی غالب سیاست ورزی در ایران امروز یکی به زائده اقتدارگرایی و دیگری به زائده دموکراسی خواهی تبدیل شده اید! اما نقطه افتراقتان در واقع گرایی اصولگرایان تحول خواه است! دلیل آنکه آنان در آزمون ایساتدگی بر حقشان و انعطاف در برابر واقعیت، به مراتب کارنامه موفق تری از خود ارائه داده اند! اما شما نه در برابر حقوق خود ایستادگی کرده اید – آنگونه که خود در گذشته توصیف نموده اید و از استبعاد مطلق هرگونه همکاری و مشروعیت بخشی به نظام سخن بر زبان راندید!- و نه در برابر واقعیات – تجربه دو دوره اصلاحات و شرایط ساختاری سیاسی و جامعه ایران امروز- از خود انعطاف نشان داده اید! از اینرو شما به جریانات رادیکالیست اراده گرایی می مانید که یک تنه و یک شبه در پی زیر و رو کردن جهانند! هخا و صور اسرافیل اگر آن سوی دنیا بودند و تعرض ماموران رژیم به روستای برره و دستگیری شیر فرهاد و کیوون! ... را با داد و حنجره پاره پاره محکوم می کردند، شما که الحمد الله در کانون حوادثید؟! لااقل قدری به خود زحمت می دادید و از طریق دوستانتان از محتوای کامل دیدار هسته مرکزی کمپین دعوت از خاتمی با آقای عبدلله نوری اطلاع حاصل می کردید تا اینگونه دم خروس انفعالتان و قسم سیاست ورزی فعالانه تان! رسوایتان ننماید! تا درمی یافتید که نظر اصلی عبدالله نوری در خصوص آمدن خاتمی چیست و چرا مانع از انتشار تمام مطالب مطرح شده در آن دیدار شده است!اما در خصوص داستان "دست به آب"، "عرصه سیاست" و " ورود هرکس":
اولا" البته عرصه سیاست ایران امروز احتمالا" تنها از دید شما و دوستانتان پایین تر از دست به آب است چراکه در غیر اینصورت ورود دیگران به مرتبتی پایین تر از دست به آب نباید چندان شور آفرین باشد! با اینحال معلوم نیست شما برای چه در حال پاره سازی خود در به عرصه کشاندن آقای عبدالله نوری هستید؟! آیا این تشبیه شما توهین به شخصیت آقای عبدالله نوری نبود؟!
ثانیا" در این تشبیه نیز دم خروستان پیداست! چراکه شما از یک طرف ورود به دست به آب را انحصاری دانسته اید – از طریق در زدن - و از طرف دیگر عرصه سیاسی را از آن پست تر معرفی نموده اید! – تو گویی کانه هیچکس اجازه نگیرد اجازه ورود ندارد! - با دقت در این دو نکته مشخص می شود که چون از دید شما وروئ هرکس به دست به آب نیازمند اجازه است به طریق اولی ورود او به عرصه ای مادون نیازمند اجازه بیشتری است. دست به آب با آن مرتبت نیازمند اذن دخول تست چه رسد به سیاست که در مرتبه ای پایین تر از آن است! این همان عیار دموکراسی خواهی شماست! همان زانده جریان اصلی دموکراسی خواهی که گفتم!
ثاثا" قضای حاجت اگر برای شما شان و مرتبتی و وسعت شخصیتی قلمداد می گردد برای من اما تنها وسعت بینایی را در بر دارد!
مثال شما از جنس مثالهای رادیکالیستی و اراده گرایانه فرود فولادوند بود و احساس من از جنس همان احساس به هخا و هواپیماهایش!
البته شاید اینبار شیر موش نزایید!
تو اینهمه به من انگیزه و گیر دادی كه بنویش حالا خودت كنار كشیدی... تو بنویس من عبداللهو راضی میكنم نامزد شه!
آرش جان سلام.موافقت نوري رو براي تاسيس يه سايت گرفتيم و الان داره كار فنيش انجام ميشه.قراره شنبه سايت بالا بياد. يه مطلب واسه سايت آماده ميكني؟
ارسال يک نظر