گرچه همه دوستت داریم، گرچه دوران خوبی را با تو گذراندیم، گرچه الان می فهمیم که از 76 تا 84 چه داشتیم و قدرش را نداشتیم. اما باور کن که اگر نیایی خیلی بهتر است؛ هم برای خودت و هم برای ما و هم برای ایران. همین الان هم دلمان برایت تنگ شده است، اما امان از این خاطرات تلخ و امان از اشک ها و لبخندهایت که ما را در نیامدن تو مصمم می کند. هر چه قدر هم از تو درخواست یاری کنند،اما نیا. توهنوز هم نمی توانی در مقابل 18 تیر بایستی، هنوز نمی توانی انتخالبات آزاد برگزار کنی، هنوز نمی توانی نهادهای بالادستی ات را به ضرورت اصلاحات واقف سازی، هنوز قدرت نداری که لوایح دوقلو را به سرانجام برسانی، هنوز نمی توانی از مطبوعات محافظت کنی، هنوز نمی توانی از زندان رفتن فعالان سیاسی و فرهنگی و زنان و حقوق بشر جلوگیری کنی،هنوز نمی توانی در مقابل مگسان گرد شیرینی بایستی،هنوز نمی توانی در مقابل زیاده خواهی ها بایستی،اگر زمانی توانستی به ما خبر بده تا باز هم پشتت بایستیم، اما هنوز نمی توانی، نمی توانی، پس نیا... و باور کن این گونه هم تو و هم ما خاطراتی خوش از یکدیگر خواهیم داشت... خدا کند که نیایی...
9.7.08
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

12 نظرات:
اما سيد خندان تنها نقطه روشن و تنها اميد به بقاي زندگي است
من كه اگر نيايد براي هميشه مي روم در غربت اگر چه سخت اما سرنوشت سما و سماها ارزشش را دارد
آرش خيلي خوب نوشتي اكا خودتم ميدوني كه اگر خاتمي نياد بايد 4 سال ديگر الف نون رو تحمل كنيم! كاش راه كار ميدادي.. طوري كه تو گيلان بهتر خوندم ظاهرا موافق عبدالله نوري هستي منم اگر اون بياد به نظرم بهتر از خاتميه اما اگر اون نياد چي بذاريم محمود بره؟!
جانا سخن از زبان ما میگویی. كاش خاتمی میشنید...
سلام آرش جان
تازه امروز می خواستم بهت اس ام اس بزنم که چرا نمی نویسی. آقا من هم با نظرت موافقم، من هم در یادداشتی نوشتم که:"در واقع «خاتمی» برای اصلاح طلبان «دم دست» ترین و سهل الوصول ترین گزینه موجود است تا شاید بتوانند با استفاده از محبوبیت وی و البته با توجه و تاکید بر ناکارمدی و نارسایی های جریان حاکم، دوباره مردم را نه «ایجابی» بلکه به صورت «سلبی» مجاب کنند تا به آنها اعتماد کنند. گویی اصلاح طلبان فقط می خواهند از این وضعیت خارج شوند، برای بعد از آن «خدا بزرگ است» و می توان بعداً و در آینده برای «آینده» تصمیم گرفت!!!"
من البته کلاً در مورد انتخابات آینده با یک مشکل بزرگ مواجهم و آن اینکه اصلاح طلبان خواهند توانست تا حداقل تضمین یک انتخابات سالم را از اقتدارگرایان بگیرند؟ جواب این سوال از آن جهت مهم است که اصلاح طلبان باید با توجه به آن در مورد انتخابات آینده تصمیم گیری کنند. اما با تمام این اوصاف و اگر جواب این سوال مثبت باشد، من به شخصه طرفدار آمدن عبدالله نوری هستم.
هیچ امیدی نیست که خاتمی از دوران هشت ساله اش بهتر که هیچ، بدتر عمل نکند.
اما یادم است در آن روزها حداقلها را از حداقلها داشتیم.
یادت هست برخورد برادران اطلاعات را در آن روزگار؟!
یادت هست چند روزنامه برای خواندن داشتیم؟ گرچه زود تعطیل می شدند، اما حداقل امید داشتیم که روزنامه دیگری در راه است.
یادت هست میتوانستیم مسئولان دانشگاه را از خودمان بدانیم؟
یادت هست...؟
من خسته شده ام از این دوران. کسی باید بیاید!
شک ندارم که معین خیلی برتر از خاتمی بود. دوران معین، نقطه عطفی برای ایران می بود. اما رای نیاورد. چه کسی میتواند رای بیاورد؟ هماو باید بیاید. من ریسک نمی کنم. چون خسته ام...
کاش « بگذارند» که نیاید.
خاتمی نشان داده قبل از آن که مرد عمل میدان اصلاحات باشد به نبایدهای تعیین شده از سوی مخالفان می اندیشد و عمل می کند . پس چه سود از آمدنش؟
در این میان نباید اقدامات و تندرویهای جنبش دانشجویی، برخی مطبوعات سالهای آغازین و ... که نقش سندان له شدن برنامه های خاتمی با پتک اقتدارگرایان را بازی کرد، فراموش کرد. اگر گذشته ضعف ها ی دیگران را فراموش نمی کنیم، گذشته ضعف های دیگران! را هم باید به یاد داشته باشیم تا اگر قرار باشد خاتمی آنها را تکرار نکند دیگران هم اشتباهات خود را تکرار نکنند. غیر از این است؟!
ضمن اینکه اگر روش اصلاحی است، تکرار می کنم اگر قضیه قضیه اصلاحات است و پیشبرد اصلاحات هم با مشکلات جدید و جدی روبروست، از طرفی هم برآیند مثبت و برتر خاتمی نسبت به کسانی چون سایر کاندیداهای مطرح شده و نشده اصلاحات مسجل است، پس برای اصلاح طلبانی که شرایط پیچیده خود و رقیب را درک کرده اند آمدن خاتمی غنیمیتی است برای پیگیری اهداف اصلاحی با علم به اینکه خاتمی هرکجا هم که متوقف گردد چیزی بدتر از شرایط تحویل کشور به آدمخواران اقتدارگرا نخواهد شد. پس به حکم کدام عقل سلیمی خاتمی نباید بیاید و ... شما خودتان هم می فهمید چه می گویید؟!
چنانچه گروههای پیشرو در نقد حاکمیت همانند دانشجویان بخواهند خود را درگیر بازی انتخابات کنند تنها پشتوانه باقی ماندن در عرصه سیاسی را که همان اعتماد عمومی است از دست داده و مانند بسیاری از گروههای دوم خردادی به بایگانی ذهن مردم سپرده خواهند شد. حتی عبدالله نوری هم نمی تواند گزینه ای امیدوار کننده یا برای انجام تغییرات و یا به عنوان پیشرو برای ایجاد یک موج سیاسی در ایران باشد. باید مواظب بود تا تبدیل به حمال گروههای بی خاصیتی که اسمهای زیبا را یدک می کشند نشد.کدام یک از این آقایان و احزاب متبوعشان حاضرند در یک توافق علنی اعلام کنند که در صورت به هم زدن بازی از سوی اقتدار گرایان حاضرند علنا و صراحتا انمتخابات را با تمام قوا تحریم کنند ؟ در صورت وجود چنین گروهی می توان با آنان همکاری کرد.
بازگشتم به خانه پدری: booyekhaak.blogfa.com
متن قشنگ بود. کاملا موافقم. هنوز یارای ایستادن در مقابل 18 تیر را ندارد و...
آقا شما هم خوب با این اصلاح طلبا حال می کنیا..ما که خیلی وقته کاری به کارشون نداریم.بذار بیاد اصلا شاید همین جمعه بیاید..شاید!!
فکر کنم همه آدمها می دانند که شخصیت فرهنگی خاتمی دوست داشتنیه نه سیاسی
سیاست هم آدمهایی مثل خاتمی را نابود می کند و ....
ارسال يک نظر